یادداشتی از ناهید مظفری فعال رسانه فرهنگی اجتماعی
آتش در حریمِ خورشید؛ روایتی از کربلا در تفتیدگیِ کویر
ظهرِ عاشورا که از راه میرسد، میدانِ امامزاده عبدالله بافق، دیگر تنها یک میدان نیست؛ گویی صحرایِ نینواست که در قلبِ کویرِ یزد بازآفریده میشود. در لحظاتی که آسمان به رنگِ اندوه درمیآید، شعلههایِ خیمهسوزان، قصهٔ پرغصهٔ غربتِ خاندانِ وحی را بر بومِ خاطراتِ عزاداران نقش میزند تا مرز میانِ تاریخ و امروز، در دایرهای از آتش و اشک، درهم شکسته شود
وقتی خورشیدِ ظهرِ عاشورا در اوجِ خود میایستد، بافقیها در جوارِ حرمِ امامزاده عبدالله (ع)، به یادِ لحظاتِ ناتوانکنندهٔ پس از شهادتِ خورشیدِ کربلا، دست به کارِ روایتی نمادین میشوند.
وقتی خورشیدِ ظهرِ عاشورا در اوجِ خود میایستد، بافقیها در جوارِ حرمِ امامزاده عبدالله (ع)، به یادِ لحظاتِ ناتوانکنندهٔ پس از شهادتِ خورشیدِ کربلا، دست به کارِ روایتی نمادین میشوند.